با اعلام رسمی کاندیداتوری جناب آقای میر حسین موسوی کلاف و پیچیدگی های موجود در جبهه اصلاحات کامل شد و حالا باید منتظر ماند و دید در آینده نزدیک چه اتفاقی رخ می دهد. اما در مورد احتمالات جبهه اصلاحات نکاتی چند قابل توجه است:
۱- با ورود میر حسین موسوی به انتخابات بیش از همه برای جناب آقای خاتمی دردسر ایجاد شد چون ایشان قبلا اصرار عجیبی به حضور میر حسین موسوی در انتخابات داشته و بیان فرموده بودند که در صورت حضور آقای میر حسین موسوی در عرصه انتخابات از صحنه کنار می روند اما قبل از این که میر حسین موسوی تصمیم خود را اعلام کند جناب آقای خاتمی پا به عرصه انتخابات نهاد و اینک در برابر کار و سخن گفته شده خود باید پاسخگو باشد زیرا اگر ایشان در صحنه انتخابات بمانند آن گاه سخن و گفته های پیشین خود را نقض کرده اند و اگر هم در صحنه انتخابات نمانند که در آن صورت بی برنامگی و بی اختیاری خود را نشان داده اند. به راستی چرا جناب اقای خاتمی در چنین مخمصه ای گرفتار شدند؟
۲- طبق کارهایی که دوستان جبهه اصلاحات در ماه های اخیر انجام داده بودند در نظر داشتند تا با اعلام نام میرحسین موسوی و استفاده از سابقه نسبتا خوب ایشان برای خود اعتباری جمع کرده و در نتیجه آبروی از دست رفته خود را بازیابند. دوستان جبهه اصلاحات هیچ گاه به ذهنشان خطور نمی کرد که میرحسین موسوی به عرصه انتخابات قدم گذارد به همین دلیل سعی کردند از نام ایشان استفاده ایزاری کافی را برده و سپس کاندیدای مورد نظر خود یعنی جناب آقای خاتمی را معرفی نمایند که همین کار را هم کردند و پس از آن فشار بر روی میرحسین موسوی برای کناره گیری از انتخابات را آغاز کردند اما موسوی که خوب می دانست در چه بازی خطرناکی در حال ورود است با تیز چنگی ورود خود به عرصه انتخابات را اعلام کرد تا جبهه اصلاحات و شخص آقای خاتمی در شوک و بهت فرو روند. حالا آقای خاتمی مانده و سخنان سابقش که در بند قبلی شرح داده شد.

۳- واما یک احتمال موجود این است که جناب آقای خاتمی در آخرین دقایق قبل از شروع انتخابات به نفع مهندس میرحسین موسوی کناره گیری کند تا بدین ترتیب سخن سابق خود را نقض نکرده باشد و احتمال دیگر آن است که ایشان تا پایان انتخابات در عرصه بمانند که در این صورت باید منتظر ارزیابی خود از مردم باشند. بنابراین احتمالات فوق ممکن است که رخ دهد و چیزی که اهمیت دارد این است که اگر جناب آقای خاتمی از عرصه کنارنرود آن گاه سخنان سابق خود در مورد حضور میرحسین موسوی را نقض کرده است و اگر هم از عرصه به بهانه همان سخنان خود کنار برود که آن گاه خود را از معرض ارزیابی رای مردم نجات داده است همان چیزی که به شدت نسبت به آن واهمه دارد و در سخنان و بیانات ایشان به سادگی قابل مشاهده است!!!
۴- و اما چرا جناب آقای کروبی به هیچ عنوان از عرصه انتخابات کنار نمی رود؟ دلیلش این است که ایشان در سال 76 یکی از تاثیرگذارترین افراد در انتخاب آقای خاتمی به سمت ریاست جمهوری بود و با حمایت های خود از ایشان زمینه را برای پیروزی وی در انتخابات به نحو مطلوبی فراهم آورد و پس از آن قرار شد تا در پایان ریاست جمهوری آقای خاتمی همین حمایت ها از سوی ایشان نسبت به آقای کروبی به عمل آید تا به نحوی زحمات آقای کروبی جبران شده باشد و وقت این حمایت ها در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 بود اما جبهه اصلاحات با حمایت از مصطفی معین به خوبی جواب حمایت های آقای کروبی را از خاتمی در سال 76 داد و به این ترتیب با این دور زدن کروبی از سوی عوامل جناب آقای خاتمی وی اعلام کرد که دیگر به هیچ عنوان با گروه های اصلاحات همکاری نمی کند و از این رو تصمیم به تشکیل حزب اعتماد ملی گرفت. به این دلیل است که جناب آقای کروبی امروز به هیچ عنوان از عرصه انتخابات ریاست جمهوری کنار نمی روند چون سابق در دام بازی دوستان جبهه اصلاحات گرفتار شده اند!!!
۵- با توجه به نکنه بالا حال می توان فهمید که چرا جناب اقای میرحسین موسوی اعلام کاندیداتوری کرده و به هیچ عنوان به نفع آقای خاتمی عمل نکرده و با قدرت در عرصه انتخابات حضور یافته است زیرا به درستی فهمیده است که به دام افتادن در بازی های دوستان جبهه اصلاحات سرنوشتی مانند سرنوشت جناب آقای کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 دارد و از این رو با اعلام هوشمندانه حضور خود در واقع بار دیگر مهر تائیدی بر رفتار های متناقض و دوگانه جبهه اصلاحات زدند.
در پایان امید است که فارغ از هر اتفاقی که در آینده رخ می دهد جناب اقای سید محمد خاتمی با قدرت در عرصه انتخابات حضور داشته و به هیچ عنوان از عرصه بیرون نروند تا در روز 22 خرداد سال 88 مشخص شود که چه کسی را مردم قبول داشته و از چه کسی رویگردان هستند!!!