جناب آقای خاتمی رئیس جمهور سابق در اظهار نظری جالب اعلام کرده اند که برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری سال اینده ۲ شرط دارند که اگر برآورده شود آن گاه ایشان هم لطف کرده و پا به عرصه انتخابات می گذارند!!! اما ۲ شرط ایشان چیست:۱- با ملت بر سر خواسته هایم به توافق برسم! و ۲- باید ببینم با این اختیارات و محدودیت ها چه طور می توانم برنامه هایم را اجرا کنم!

اما در مورد ۲ شرط آقای خاتمی نکاتی به ذهن خطور می کند:
۱- جناب آقای خاتمی! خواسته هایتان چیست؟ خواسته هایتان همان خواسته های دوران ۸ ساله ریاست جمهوریتان می باشد؟ آیا باز هم می خواهید با فریاد آزادی مدنی جامعه را به منجلاب دیگری بفرستید؟ آیا باز هم می خواهید بگویید که اگر دین هم در مقابل آزادی بایستد شکست می خورد؟ به راستی خواسته های شما چیست؟ آیا خواسته های ملت ایران از مسئولین گنگ و نامفهوم است؟ خواسته های مردم واضح می باشد: عدالت ٬ مساوات٬ دوری از حزب بازی ٬ خدمت بی منت و... بنابراین آیا خواسته های حضرت عالی چیزی غیر از این است که بیان فرموده اید اگر به تفاهم با ملت برسم در انتخابات شرکت می کنم؟ نکند دوباره می خواهید با شعار توسعه سیاسی وارد میدان شوید که از قبل می خواهید شرایط را با این شعار بسنجید؟ بهتر است که خودتان کلاه خود را قاضی کرده و ببینید خواسته هایتان با خواسته های ملت چه مقدار تفاوت دارد و آن گاه شرایط را برای شرکت کردن خود در انتخابات بسنجید تا دوباره به سرنوشت انتخابات مجلس هشتم دچار نشوید!!!
۲- جناب اقای خاتمی! منظورتان از اختیارات چیست؟ شما از همان ۲ خرداد ۷۶ به ریاست جمهوری انتخاب شدید اعلام کردید که اختیارات رئیس جمهور کافی نیست. خب ٬ به فرض حرف شما درست٬ پس چرا در دوره بعد ریاست جمهوری در سال ۸۰ مجددا شرکت فرمودید؟ اگر اختیارات شما برای انجام و پیشبرد اهدافتان کافی و مناسب نبود پس چرا مجددا برای ۴ سال دوم کاندید شده و به ریاست جمهوری خود ادامه دادید؟ اگر اختیارات ریاست جمهور از دیدگاه شما به اندازه کافی نمی باشد پس چرا مجددا می خواهید کاندید شوید در حالی که می دانید اختیارات طبق قانون اساسی همین است و تغییر نمیکند؟ نکند سخن شما مصداق ضرب المثل معروف (( سنگ بزرگ علامت نزدن است)) می باشد که چون می دانید در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده شانسی برای موفقیت ندارید( همان طور که در انتخابات مجلس هشتم ثابت شد) بنابراین دست پیش را گرفتید که پس نیفتید!!!
در پایان امید است که جناب آقای خاتمی کمی اندیشه کند و سپس مردانه دلیل خود را بر آمدن یا نیامدن اعلام کند و اگر قرار بر نیامدن است دیگر حرف های دوپهلو و دوگانه نزند چون در این صورت اعتبار خود را زیر سوال می برند!!! ( البته اگر اعتباری مانده باشد)
امروز آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان و مصادف با روز قدس بود. روزی که با نام گذاری هوشمندانه آن از سوی امام راحل(رض) به عنوان روز خروش علیه استکبار جهانی و به ویژه صهیونیسم جهانی شناخته می شود. امسال هم به مانند سال های قبل شاهد راهپیمائی باشکوه مردم در سراسر کشور بودیم. به مانند سال های قبل نماز جمعه تهران هم توسط جناب آقای هاشمی رفسنجانی در روز قدس برگزار شد اما آن چه پیش از هر چیزی در این سخنرانی ایشان جلب توجه می کرد صحبت نکردن در مورد سفر اخیر رئیس جمهور به نیویورک و شرکت ایشان در مجمع عمومی سازمان ملل بود. در حالی که دکتر احمدی نژاد با سخنان خود در مجمع عمومی سازمان ملل تحسین جهان و خشم استکبار را برانگیخته جناب آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه روز قدس کوچکترین اشاره ای به این سخنان و این حضور ارزشمند نفرموده و در مقابل به مناسبت های هفته مانند روز سالمند و ... اشاره میفرمایند!!! به راستی دلیل این اقدام ایشان چه چیزی می تواند باشد:

۱- ممکن است که جناب آقای هاشمی رفسنجانی همچنان از دوران انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ و شکست تاریخی خود در برابر دکتر احمدی نژاد ناراحت بوده و به همین دلیل نمی تواند موفقیت های رییس جمهور را در عرصه های بین المللی بازگو کرده و به عرض مستمعین برساند! اگر دلیل این است که واقعا جای تاسف فراوان دارد چون ایشان حتی نتوانسته به رای مردم احترام گذاشته و کنارزده شدن به وسیله مردم را در انتخابات بپذیرد و به همین دلیل از بیان موفقیت های دکتر احمدی نژاد در عرصه های بین الملل ناراحت می باشند که جای تاسف دارد و ...!!!
۲- ممکن است که جناب آقای هاشمی رفسنجانی موضوع سفر دکتر احمدی نژاد به نیویورک و دیدارهای فشرده و جالب ایشان را دارای اهمیت نمی دانند و به همین دلیل آن را در خطبه های نماز جمعه روز قدس بیان نفرمودند! که به احتمال زیاد این دلیل منتفی است چون از بازتاب سخنان رییس جمهور در سازمان ملل و دیدارهای ایشان در حاشیه آن بیان متفاوتی دریافت شده و به سادگی می توان به اهمیت این سفر در عرصه بین الملل پی برد بنابراین انشاالله این دلیل اشاره نکردن جناب آقای هاشمی رفسنجانی به سخنان و سفر رییس جمهور نمی باشد!!!

جناب آقای هاشمی رفسنجانی! واقعا متاسفم! آیا بیان روز سالمند و موضوعاتی از این قبیل بیشتر در نمازجمعه روز قدس اهمیت دارد یا سخن از عزت و افتخار رییس جمهور در سازمان ملل؟ آیا بازی های سیاسی و شکست در انتخابات تا این حد شما را آزرده که حتی حاضر نمی شوید از افتخارات بین المللی دولت نهم هم سخن بگوئید؟ آیا تا این حد خود را محق برتری در انتخابات می دانستید که با انتخاب نشدن به وسیله مردم چشم های خود را مطلقا به روی حقایق ببندید؟
جناب آقای هاشمی رفسنجانی! واقعا برای شما متاسفم که سیاست و بازی های سیاسی و به دست آوردن پست و مقام تا این حد برای شما حائز اهمیت است که اگر آن را به دست نیاورید دیگر چشم بر روی همه مسائل می بندید.
خدایا! همه ما را عاقبت به خیر بگردان !!!
