همان طور که می دانید ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در تهران تصمیم بر حذف نام آقای سید محمد خاتمی از عنوان لیست خود در دور دوم انتخابات مجلس هشتم گرفت. در مورد این تصمیم دوستان محترم دوم خردادی و چرایی آن نکاتی به ذهن مبادرت می گردد:

۱- چرا دوستان عنوان (( یاران خاتمی)) را می خواهند از لیست خود حذف کنند؟ آیا دوستان شعارهای رنگارنگ خود در مورد محبوبیت وصف نا نشدنی آقای خاتمی را از یاد برده اند که حالا می خواهند با حذف نام ایشان در دور دوم به حداقل آرایی دست یابند؟ مگر خود دوستان دوم خردادی در بوق و کرنا نکرده بودند که آقای خاتمی هنوز محبوب مردم بوده و مردم به شدت از ایشان حمایت کرده و سیاست های ایشان را می پرستند؟ پس چرا تصمیم بر حذف عنوان (( یاران خاتمی)) از لیست خود گرفته اند؟ همان طور که سابقه دوستان دوم خردادی نشان می دهد آن ها هرکس را که در زمانی در توجه باشد و بازیگر مناسبی برای ایفای نقش هایشان باشد انتخاب کرده و به محض پایان آن نقش به راحتی از آن شخص گذشته و به فرد دیگری رجوع می کنند!!! سابقه ایشان در برخورد با آقای (( ه.ر)) به راحتی موارد بالا را تائید می کند.
۲- سران ائتلاف اصلاح طلبان اعلام کرده اند که این حذف نام تغییر تاکتیک می باشد!!! که در جواب باید گفت که پس خودتان هم به بی اثر بودن تاکتیک های خود پی برده اید که سعی در تغییر آن گرفته اید اما بدانید که ایراد از تاکتیک شما نیست بلکه ایراد از سیستم و ریشه شما می باشد و صرف تغییر تاکتیک گزینه مناسبی برای بازگشت دوباره به میدان نمی باشد بلکه تا زمانی که طرز فکر شما به همین منوال باشد آش همان آش است و کاسه همان کاسه!!
۳- وقتی دوستان برای به دست آوردن چند رای در دور دوم تصمیم بر حذف نام آقای خاتمی گرفته اند چه طور انتظار دارند که مردم به آنان رای دهند؟ وقتی دوستان خود کسی را که سردسته اصلاحات دانسته و او را سبب پیدایش تفکر اصلاح طلبی می دانند از عنوان لیست خود حذف می کنند چه طور انتظار دارند که مورد استقبال مردم واقع شوند؟ در واقع دوستان خود کسی را منشا پیدایش تفکر اصلاح طلبی می دانند قبول نداشته و بعد انتظار دارند که مردم به این تفکر رای دهند!!! واقعا که دوستان دوم خردادی انسان های عجیبی می باشند و یا خود را کوچه چپ زده اند و یا مردم را ... فرض کرده اند!!!
در پایان امید است که دوستان در شیوه و روش خود تجدید نظر کنند تا بتوانند به حداقل درصدی از آرزوهای خود برسند و الا در به روی همان پاشنه می چرخد!!
طبق اخبار چند روز گذشته کاندیدای محترم جبهه اصلاحات که به دور دوم انتخابات راه یافته اند قصد دارند طی یک عملیات ویژه از حضور در انتخابات انصراف دهند!!! درباره این تصمیم که اگر اجرایی شود جای تامل فراوان دارد نکاتی قابل توجه است:
۱- دوستان محترم جبهه اصلاحات سعی دارند تا با این حرکت خود به اصطلاح نارضایتی خویش را از انجام صحیح انتخابات اعلام کرده و به زعم خود انتخابات را از رونق بیاندازند! اما دوستان خودشان می دانند که هدفشان از این کار چیست؟ دوستان محترم دوم خردادی در دور اول انتخابات همان طور که می شد حدس زد شکست سنگینی خوردند و حالا برای فرار از شکست دوم سعی در تحریم و شرکت نکردن در دور دوم انتخابات را دارند اما خودشان می دانند که یال و کوپالشان مدت هاست که پشم ندارد و کسی منتظر شرکت کردن یا نکردن این دوستان در انتخابات نیست!!!
۲- عجیب است که چرا دوستان تا این اندازه علاقه دارند که صحت و سلامت انتخابات را زیر سوال برده و از این طریق حضور نیافتن خود در دور دوم انتخابات را توجیه کنند!! آیا انتخابات در صحت کامل برگزار نشد؟ آیا دوستان مصداق جمله معروف (( کافر همه را زپندار خویش می داند)) می باشند که فکر می کنند چون در زمان خود نتوانستند انتخاباتی را بدون حرف و حدیث به سرانجام برسانند حالا انگشت اتهام را به سوی دیگران دراز می کنند تا بدین طریق فرار به جلو انجام داده و خود را تبرئه و شکست خویش را توجیه کنند اما خود می دانند که شدنی نیست.آیا دوستان محترم جبهه اصلاحات معاون سیاسی امنیتی وزیر کشور خودشان ( مصطفی تاج زاده ) را از یاد برده اند که این طور فریاد وا انتخاباتا سر می دهند؟؟؟!!! اندکی تامل و فکر کردن حقایق زیادی را برملا می کند.
۳- نکته پایانی این است که مگر دوستان محترم دوم خردادی مدام دم از دموکراسی و رای مردم نمی زنند؟ پس چه طور حالا شکست سنگین خود به دست مردم را قبول نداشته و سعی در مخدوش کردن آن دارند؟ مگر از دیدگاه خود حضرات ملاک رای مردم نمی باشد پس چرا می خواهید واقعیت را انکارکرده و دم از ناسالم بودن انتخابات بزنید؟ پس مشخص است که دموکراسی و رای مردم از دیدگاه شما فقط زمانی کاربرد دارد که شما را به اهدافتان برساند والا رای مردم کشک می باشد!!!
در پایان جای تعجب فراوان وجود دارد که دوستان جبهه محترم اصلاحات مدام دم از خدمتگزاری به مردم می زنند!!! اما می خواهند به خاطر از دست دادن قابل پیش بینی انتخابات در دور اول آن را در دور دوم تحریم کنند !!! چون اگر ملاک خدمت به مردم می باشد پس دیگر ۱ نماینده با ۳۰ نماینده فرقی نمی کند و در هر صورت می توان با اندک نماینده هم در مجلس به نحوی به مردم خدمت کرد اما دوستان دوم خردادی به نظر می آید که حرفشان با عملشان از زمین تا آسمان فرق دارد و آن چه را از نظر دوستان عشق است قدرت می باشد و نه خدمت!!!

فردا روز تاریخی تثبیت جمهوری اسلامی با رای قاطع مردم می باشد. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران به فرمان امام خمینی(رض) دستور همه پرسی برای تعیین نوع نظام انجام شد و با وجود تبلیغات فراوان کمونیستی و مارکسیستی و لیبرالی و... سرانجام مردم با آرای قاطع خود به جمهوری اسلامی آری گفتند. اما جمهوری اسلامی پس از تثبیت خود با رای قاطع ملت با هجوم همه جانبه دشمنان بدخواه خود روبه رو شد به طوری که یکی از این حوادث برای براندازی هر نظام نوپایی کافی بود اما با درایت امام راحل(رض) و هوشمندی مردم در آن زمان و رهبری الهی مقام عظمای ولایت در عصر حاضر تمام این توطئه های شوم استکبار جهانی به هم ریخته و آنان را در حیرت و سرگردانی فرو برده است.
به راستی آیا می توان این توطئه ها را ناچیز شمرد؟ بخشی از این توطئه ها به طور هوشمند و عجیبی توسط برخی از افراد داخلی کشور تبلیغ و پیگیری می شد. در دوره به اصطلاح توسعه سیاسی در زمان نه چندان دور(۱۳۸۴-۱۳۷۶) تلاش های فراوانی برای براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی از داخل به وسیله نفوذ روشن فکران غربزده به بخش فرهنگی کشور انجام شد و اگر هشدارها و رهنمودهای مدبرانه و ولایت گونه مقام معظم رهبری نبود چه بسا امروز شاهد فروپاشی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی از داخل بودیم اما به فضل الهی تیر روشنفکران غربزده به سنگ خورد. چند وقت پیش هم شاهد لو رفتن عناصر داخلی این براندازی مانند رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش و دیگر عناصر این ناتو فرهنگی بودیم که به طرز عجیب و حیرت انگیزی به دولت اصلاحات نفوذ کرده و آزادانه در حال جولان دادن بودند اما با فضل الهی توطئه شوم آن ها به خودشان برگشت.
در پایان باید این روز مقدس ۱۲ فروردین را که به نام روز جمهوری اسلامی نام گذارده شد ارج نهاده و آن را روز تجدید عهد و پیمان با آرمان های امام راحل(رض) و شهدای عزیز بدانیم تا آنان را از خود راضی و خشنود سازیم انشاالله...
