در هفته گذشته شاهد بیان ۲ جمله زیبا از جناب آقای حسین مرعشی - سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی - بودیم که با تائید حزب مزبور هم همراه بود. ایشان در این نطق خود بیان کردند که :
۱-آقای احمدی نژاد رییس جمهور در انتخابات سال ۸۴ به صورت اتفاقی و تصادفی به پیروزی رسیده اند.
۲-نتیجه انتخابات سال ۸۴ ریاست جمهوری و انتخاب احمدی نژاد از قبل برنامه ریزی شده بود!!!
در مورد ۲ جمله فوق از حضرت آقای مرعشی و تائید شدن آن توسط حزب کارگزاران مطالب زیر مورد سوال شنوندگان این سخن قرار می گیرد:
۱- این جمله جناب آقای مرعشی که بیان فرموده اند انتخاب دکتر احمدی نژاد به صورت اتفاقی و تصادفی بوده است نهایت بی احترامی و بی ادبی در قبال رای مردم می باشد.این جمله ایشان این معنا را دارد که مردم ایران بدون فکر کردن و انتخاب درست انجام دادن و صرفا به دلیل شکم سیری در انتخابات حاضر شده و به صورت فی امان الله به ایشان رای داده اند!!!
آقای مرعشی!! مگرخود شما و همفکرانتان نبودید که در طول سال های حکومت خود براین مملکت فریاد سرمی دادید که هرچه مردم بخواهند همان است؟ پس حالا چرا در نهایت بی ادبی به خواست مردم بی احترامی می کنید؟ آیا نظر و رای مردم فقط زمانی مهم است که به نفع شما یا همفکرانتان باشد و اگر زمانی بر خلاف خواسته و عقیده شما این نظر شکل گرفت( مانند انتخابات سال ۸۴ ) آن وقت رای و خواسته مردم اتفاقی و برحسب تصادف و شکم سیری می شود؟!! نکند شما از این که در انتخابات آن سال پدرزن گرامیتان ( آقای رفسنجانی ) به عنوان رییس جمهور انتخاب نشدند این طور ناراحت و عصبانی به نظر می رسید که در قبال آن حاضرید رای گسترده و قاطع ملت به منتخب خود را تصادفی ذکر کرده و آن را به صورت غیر مستقیم نشانه کم عقلی و بی خردی ملت بدانید؟ که در این صورت حرف های خود و همفکران خودتان را هم نقض کرده اید که دائم در این سال ها اعلام کرده اید فقط مردم سالاری و لا غیر!!!
۲- جناب آقای مرعشی در بخش دیگری ازسخنان خود گاف بزرگی داده و اعلام کرده اند که نتیجه انتخابات سال ۸۴ از قبل تعیین شده بود!!!
آقای مرعشی!! خود شما متوجه این بیان خود شدید؟ شما با این سخن خود همفکران و کل مجموعه خود و دوستان اصلاح طلب خود را زیر سوال برده اید چون رسما اعلام کرده اید انتخاباتی را که خود عامل اجرا آن بوده اید نتوانسته اید به درستی برگزار کنید و در نتیجه نتایج انتخابات را از قبل تعیین کرده اید!!!
اولا در مورد این انتخابات از طرف دست های برگزارکننده آن یعنی مجموعه دولت اصلاحات می خاست دست کاری هایی به نفع شخصی خاص صورت گیرد تا به خیال خام خود رای قاطع ملت را به منتخب خود از بین برده و شخص مورد اعتقاد خود را به کرسی برسانند اما با درایت مقام عظمای ولایت و همچنین تلاش بازرسان شورای نگهبان و دکتر حداد عادل به عنوان رییس مجلس این خیال خام عوامل اجرایی انتخابات از بین رفت و سرانجام حق به حقدار رسید.
ثانیا اگر بر فرض سخن جناب آقای مرعشی را درست فرض کنیم و باور کنیم که در انتخابات تقلب صورت گرفته و دکتر احمدی نژاد طبق برنامه از قبل تعیین شده به مقام ریاست جمهوری رسیدند در این صورت باید گفت که چرا مجموعه عوامل جبهه اصلاحات و حزب کارگزاران سازندگی امروز با این شدت و با لجن پراکنی خاصی به انتقاد از فرد مورد علاقه خود مشغولند و با بی رحمی به وی می تازند؟؟؟!!! مگر شما به عنوان مجری و برگزارکننده انتخابات نبودید؟ پس قاعدتا غیر از شما کسی نمی توانسته در انتخابات دست برده و برنامه از قبل تعیین شده خود را اجرا کند؟ پس چرا حال از فرد مورد انتخاب خود به این شدت انتقاد کرده و او را مورد تهاجم گسترده خود قرار می دهید؟؟؟ پس فکر می کنم که با جملات فوق متوجه گاف اساسی خود شده و منبعد بیشتر مراعات می کنید تا از این جور سوتی های وحشتناک و تابلو را در جامعه بیان نفرمایید!!!
در پایان ذکر این ضرب المثل معروف خالی از لطف نمی باشد که عجب جمله زیبایی می باشد:
دروغگو کم حافظه است !!!




هفته گذشته شاهد برگزاری کنگره سالانه جبه مشارکت بودیم. در این کنگره که با حضور رییس اصلی آن یعنی جناب آقای خاتمی برگزار شد شاهد مباحث بسیار جالبی در نقد عملکرد دولت نهم بودیم. در جالب ترین اظهار نظر ها جناب آقای محسن میردامادی- دبیرکل جبهه مشارکت- بیان داشتند که با اقدامات دولت نهم در طول این ۲ سال شاهد کم شدن ارزش های اخلاقی و ایمان در نزد مردم بوده ایم !! بسیار جالب است که این حرف از دهان مدعیان اصلاحات خارج شود چون تا جایی که حافظه ما یاری می کند در دوران ۸ساله دولت اصلاحات شاهد اقدامات بسیار زیادی در جهت افزایش ایمان مردم بودیم!!! خوب است برای درک این موضوع سری به آرشیو گفته های آقایان بزنیم: آیا جمله معروف جناب آقای هاشم آغاجری در بیان این که (( دین افیون توده هاست )) و یا این که (( چه کسی معتقد به معصوم بودن پیامبرو امامان می باشد)) در راستای تلاش های بی نظیر و شبانه روزی دولت اصلاحات در جهت ازدیاد ارزش های اخلاقی و افزایش ایمان در مردم بود؟؟؟ و یا جمله معروف اکبر خان گنجی که فرمودند: ((خمینی دیگر وجود ندارد بلکه باید آن را در موزه تاریخ جستجو کرد!!! )) آیا این اقدامات و سخنان سخیف در جهت افزایش ایمان مردم بود؟ البته طبیعی است که حضرات مشارکت از اقدامات دینی دولت نهم و در راس آن دکتر احمدی نژاد عصبانی شوند چون این حضرات در طول دوران ۸ ساله خود تا جایی که در توان داشتند به بسط و گسترش افکار ضد دین و اسلام همت گماردند و اگر هوشیاری مقام معظم رهبری و دلسوزان واقعی نبود امروز شاهد انحطاطی اساسی در دین و ایمان مردم می بودیم.
اما جمله نغز دیگری که از طرف جناب آقای میردامادی بیان شده به انتقاد از دیپلماسی دولت نهم مربوط می شود که طبق گفته ایشان شاهد انزوای ایران در سطح بین الملل و در نتیجه محو شدن ایران از صحنه بین المللی می باشیم!!! در واقع انسان باید بسیار پررو باشد که این سخنان سخیف را بیان کند!! جناب آقای میردامادی!! کدام انزوا؟ شما حرف از چه انزوایی می زنید؟ آیا واقعا چشم خود را بر روی دیپلماسی عزت مندانه دولت نهم که به گواه اکثر سیاسیون و حتی مخالفان آن موفقیت آمیز و عزت مندانه بوده را می بندید و مانند انسان های عصر جاهلیت به یاوه گویی مشغول می شوید؟ این چه انزوایی است که پای رییس جمهور یکی از ابرقدرت های جهان- ولادمیرپوتین- را به ایران باز می کند؟ این چه نوع انزوایی است که آمریکا مدعی برای فرار خود از باتلاق عراق دست نیاز به ایران و دولت آن دراز می کند؟ این چه انزوایی است که شاهد چندبرابر شدن سرمایه گذاری خارجی در ایران نسبت به دوره شما می باشیم؟ این چه انزوایی است که شاهد می باشیم که ایران حیاط خلوت آمریکا - آمریکای لاتین- رادر اختیار خود گرفته و مشغول جولان دادن در آن است؟ این چه انزوایی است که شاهد می باشیم که کشورهای ساحلی دریای خزر در ایران گردهم می آیند و بیانیه های باب میل ایران مورد تصویب قرار می گیرد؟ آقای میردامادی!! یعنی شما حتی از رهبر معظم انقلاب هم بیشتر می دانید که ایشان بارها اقدامات شجاعانه دولت را در زمینه دیپلماسی فعال ستودند؟؟؟
نکته جالب دیگری که از اظهارات میردامادی به چشم می خورد این است که ایشان اعلام کرده اند که رسانه ملی همسو و در اختیار دولت است!!! و سوال این است که کدام همسویی؟ همان همسویی که باعث شد تا در رادیو جوان شاهد نظرسنجی در مورد شخص منتخب مردم باشیم؟ همان همسویی که در روز جهانی قدس و در رادیو بارها سخنان دکتر احمدی نژاد به دلایل نامعلومی قطع می شد؟ کدام همسویی؟ آیا پوشش سخنان و سفرهای رییس جمهور همسویی می باشد؟ آیا دادن اطلاعات به مردم از گفتار و سخنان شخص دوم مملکت همسویی با دولت می باشد؟ آیا این اقدامات و اطلاع رسانی ها در زمان شما روی نمی داد؟ آیا ذره ای از اقدامات جهادی دولت در مناطق محروم کشور را صدا و سیما بازتاب داده است که مبادا مدعی به سیاسی بازی شود؟ آیا گوشه ای از مرارت ها و رنج هیئت دولت و در راس آن رییس جمهور در سفرهای استانی مورد تصویر برداری صدا وسیما و در نتیجه پخش آن شد؟ خود شما اگر در دوران خود این اقدامات را انجام می دادید ( که البته هیچ وقت نمی توانستید چون فعالیت های حزبی وقت و کار زیادی از شما می گرفت!!! ) و آن وقت به این ترتیب مورد بی مهری صداوسیما واقع می شدید چه می کردید؟
این سخنان و بیانات گوشه ای از افاضات جناب آقای میردامادی بود و امید است که ایشان و دیگر همفکرانشان کمی در گفته های خود تامل کنند و سپس آن را بیان کنند تا این طور به یاوه گویی و هزیان گویی دچار نشوند.
چند روز پیش شاهد استعفای دکتر علی لاریجانی از سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی بودیم. این استعفا از جهاتی قابل بررسی می باشد:
۱- اولا بهتر بود که هم دکتر لاریجانی و هم رییس جمهور کمی خویشتنداری به خرج می دادند و این اتفاق روی نمی داد یا لااقل پس از دیدار دیروز با خاویرسولانا این استعفا روی می داد تا فرد جدید کمی از لحاظ ذهنی به آمادگی می رسید و آن وقت شرایط هم بهتر می بود.
۲- اما پس از این استعفا عده ای از رسانه های داخلی شروع به یاوه گویی های همیشگی کرده و آن را نشانه دودستگی در بین مسئولین عالی نظام و همچنین ناشی از اختلافات شدید لاریجانی و احمدی نژاد قلمداد کردند. به راستی چه اختلاف سلیقه شدیدی می توانست بین این دو وجود داشته باشد؟ مگر مواضع کشور در زمینه هسته ای را رییس جمهور و یا دبیر شورای عالی امنیت ملی تعیین می کنند که حالا بر سر این مواضع اختلافات شدید و اساسی به وجود آید؟
۳- همه می دانیم که مواضع نظام در زمینه هسته ای از جانب رهبر معظم انقلاب تدوین می شود و دولت ها تنها مجری و اجرا کننده این سیاست ها می باشند. بنابراین در تبین مواضع نمی شود اختلاف به وجود آید چون این مواضع را نه رییس جمهور تعیین می کند و نه دبیر شورای عالی امنیت ملی.
۴- نکته پایانی مربوط می شود به یاوه گویی دیگری از مطبوعات داخلی و به ویژه جریان اصلاحات مبنی بر این که با کنار رفتن دکتر لاریجانی از سمت خود شاهد دیپلماسی افراطی به جای دیپلماسی منطقی خواهیم بود !! و جای تاسف فراوان دارد که مطبوعات دوم خردادی حتی بر سر مصالح عالی نظام هم پای حزب و حزب بازی را به میان میاورند تا با این کار مثلا رقیب خود را در نزد مردم خراب کنند. در حالی که مواضع همان طور که گفته شد از سوی رهبر انقلاب تبیین می شود و نه تنها تغییر دبیر بلکه حتی تغییر دولت ها هم خللی در مواضع و طرز کار و شیوه وارد نمی کند و دولت ها تنها موظف اند که به نحو شایسته ای آن را اجرا کنند که به حمدالله در این زمینه شاهد پیروزی های عزت مندانه دولت دکتر احمدی نژاد در مقایسه با دولت های منفعل قبل می باشیم.
